X
تبلیغات
شنو قرآن - در آيه ي 34/ نساء " قوّام " به چه معنا است؟
تاريخ : شنبه 1391/02/09 | 22:56 | نویسنده :
 

تهیه و نگارش : فوزیه بهرامی عضو انجمن کارگروه خواهران انجمن قرآن                                         

          چكیده :

     آيه ي قوامیت یكی از بحث برانگیزترین آیات قرآن است كه تا كنون تفاسیر متعددی درباره آن نوشته شده است . این تفاسیر از برخی جهات ، سرآشتی و وفاق می‌جویند و از جهاتي ديگر ، رویاروی هم قرار می‌گیرند . پاره‌ای از مفسرین دلیل قوامیت مردان بر زنان را ، تحمل بار سنگین زندگی از نظر تأمین نعاض و نفقه ذكر می‌كنند ، و آن را مختص به « اجتماع منزلی » می‌دانند و برخی هم وجه تفضیل و امتیاز مرد بر زن را ، عقل و علم و ولایت گفته‌اند و استدلال كرده‌اند كه تفوق و استیلای مرد بر زن ، به مانند سلطه حكّام بر رعیت است و مردان به خرد و قدرت و تدبیر آراسته‌اند . از این‌ رو ، نبوت ، امامت و ولایت به آنان تعلق یافته است از دیدگاه این گروه از مفسران دایره قوامیت افزون بر اجتماع منزلی ، شامل اجتماع مدنی هم می‌شود.

در این مقاله، با تفحص در تفاسیر مختلف، دیدگاه موافقان با تعمیم قیمومت مرد، در حوزه اجتماع بررسي شده است.

كلید واژه :  قوامیت، فضل، نفقه، زن.

در آيه ي34/نساء" قوّام "به چه معنااست؟

« الرِجالُ قَوّامونَ علي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللهُ بعضَهم علي بعضٍ و ِبما أنفقُوا من أموالِهم  فالصالِحاتُ قانتاتٌ  حافظاتٌ للغيبِ بما حفظ اللهُ و اللاتي تخافونَ نشوزَهنَّ  فعِظوهنَّ و اهجُرُوهنَّ  في المَضاجعِِ  و اضِربوهنَّ  فإن أطَعنكم  فلا تَبغُوا عليهنَّ  سَبيلاً إنَّ اللهَ كان عليّاً كبيراً»

« مردان بر زنان سرپرست و نگهبانند، به خاطر آن برتري كه خدا براي بعضي بر بعضي مقرر داشته  و هم به واسطه ي آنكه مردان از مال خود نفقه دهند، پس زنان شايسته مطيع شوهران و در غياب آنها حافظ (حقوق ايشان ) باشند از آن رو كه خدا هم (حقوق زنان را ) حفظ نموده است. و زناني كــه از نافرماني آن ها بيمناكيد بايــد نخست آن ها را مــوعظه كنيد و (اگر مطيع نشدند) از همبستري با آنها خودداري كنيد و (اگرباز مطيع نشدند) آنان را به زدن تنبيه كنيد؛ چنانچه اطاعت كردند ديگر راهي براي آنها مجوييد كه قطعا خداوند بلند مرتبه و بزرگوار است.»

كلمه ي  " قوام " از ريشه ي  " قوم " صيغه ي مبالغه و جمع لفظ  " قائم " مي باشد و به معناي  امير و فرمانروا و قادر و توانا و كسي كه بسيار در تلاش اسـت، آمده است. قوام‌ از صیغه‌‌ مبالغه‌ بوده‌ و ریشه‌‌ آن‌ «قیام» است. زبــان‌ عربی‌ قیام‌ را به‌ معنای‌ ایستادن‌ (ضد نشستن) آورده‌ اســت‌ و متذکر می‌شود که‌ مشتقات‌ قیام‌ در معانی‌ مختلفی‌ به‌ کار رفته‌ است؛ مانند: وقوف‌ و ثبات، تعدیل‌ و تساوی‌ در امــور، رعایت‌ عدالت‌ مانند ( و کان‌ بین‌ ذلک‌ قواما) خوش‌ رفتاری، نظــام‌ و شالــوده‌ چیزی‌ (قوام‌ الامور) و در آیـه‌ «الرجال‌ قوامون‌ علی‌ النساء» آن‌ را به‌ معنی‌ محافظت‌ و اصــلاح‌ می‌داند." قو‌ام" از قام‌ یقوم‌ گرفته‌ شده‌ و قام‌ بدون‌ حرف‌ جــر و نیز همراه‌ به‌ حروف‌ ب، ل، فــی، عن، الی، و علی‌ به‌ کار می‌رود. در صورتی‌ که‌ قو‌ام‌ و قام‌ با علی‌ به‌ کار رود به‌ معنای‌ مراقبت‌ و دوام‌ و ثبات‌ بر کاری‌ یا ایستادن‌ بر پایه‌‌ چیزی‌ و یا تکیه‌ بر چیزی‌ است. در این‌ آیه‌ معنای‌ نخست‌ اراده‌ شده‌ است؛ یعنی‌ بسیار قیام‌ کننده‌ بر امور و کارها و نیازهای‌ زنان. از این‌ رو معانی‌ اداره، سرپرستی، کفالت، تعهد، پاسداری، حفاظت، نگاهداری‌ و نگاهبانی، مراعات، حمایت، پایداری، ایستادگی، گماشتگی، کارگزاری، مراقبت‌ و مواظبت‌ را در توضیح‌ آن‌ آورده‌اند، چنان‌ که‌ کم‌ و بیش‌ تعبیراتی‌ چون‌ ولایت، حکومت، تسلط، سیطره، احاطه، چیرگی‌ و تکیه‌گاه‌ بودن‌ در بعضی‌ نوشته‌ها به‌ حوزه‌‌ معنایی‌ آن‌ راه‌ یافته‌ است. شاید دلیل‌ چنین‌ برداشت‌هایی‌ تعبیر «فضل‌ الله» باشد که‌ در ادامه‌  آيه آمده‌ است، ولی‌ چنان‌ که‌ خواهد آمد هرگز سلطه‌ و سلطنتی‌ در معنای‌ آن‌ پذیرفته‌ نیست؛ همانگونه كه  فضل‌ نیز بر برتری‌ و ارزش‌ بیشتر دلالت‌ ندارد.

مفسرين و علماي قرآني در مورد معنا و مفهوم  " قوّام " در آيه ي مذكور اختلاف نظر دارند و هر كدام به نوعي آن را تفسير نموده اند. در این‌ که‌ واژه‌ «قوّامیت» که‌ در ابتدای‌ آیه‌ آمده،‌ نظر به‌ مردان‌ جامعه‌ به‌ گونه‌ای‌ فراگیر دارد یا فقط‌ شوهران‌ را در چارچوب‌ خانواده‌ شامل‌ می‌شود اختلاف‌ نظر جدی‌ میان‌ مفسران‌ وجود دارد. برخي معتقدند: « هدف از قيوميت و سرپرستي در اين آيه، فرمانروايي و اداره كردن امور است ؛ براي مثال ميگويد: فلاني قيم و سرپرست اين خانه يا اين موسسه است ؛ يعني فرمانروايي و چرخاندن امور خانه و موسسه در عهده ي اوست. »  (رمضان بوطي، محمد سعيد: زن در ميان شفافيت شريعت الهي و تيرگي فرهنگ غرب، ص89)

خداوند اين آيه را مي آورد تا قوانين داخل خانواده ي مسلمانان را  تنظيم كند، زيرا مـمكن است حفظ رعايت عدالت با همسر ، مرد را به سستي و عدم جديــت با همسرش بكشاند و ممكن است همسرش را  رها كند تا مرتكب كارهاي اشتباه شود. پس اين آيه يكي از اشكال توازن در اسلام را به ما عرضه ميكند: جديت همراه با عدالت. (خالد ، عمرو: برداشت هاي قرآني ، ص 78)

شأن نزول آيه:

ابن مردويه از علي ( رضي الله عنه) روايت كرده است : شخصي از انصار زن خود را خدمــت رسول خدا(ص) آورد. زن گفت: اي رسول خدا شوهرم  مرا زده است كه اثر آن هنوز در چهره ام ديده ميشود. رسول خــدا گفت: او حق اين كار را ندارد. پس خداي (جلَّ جلاله) آيه ي « الرجال قوامون علي النساءِ...» را نازل كرد.(سيوطي، جلال الدين: اسباب نزول آيات قرآن كريم، ص104)

در جايي ديگر چنين آمده است كه  سعد بن ربيع خزرجي، همسر خود ،حبيبه، را كه ناشزه گرديده بود سيـلي زد. حبيبه با پدرش نزد رسول خدا (ص) آمدند. زيد، پدر حبيبه، به پيامــبر (ص) گفت: سعد(شوهر حبيبه) به دخترم سيلي زده است. رسول خدا(ص) فرمود : از شوهر خود قصاص كند. آنــان براي انجام عمل قصاص آماده شدند، رسول خدا(ص) فرمود: برگرديد جبرئيل بر من نــازل شده و اين آيه را تلاوت كرده است؛سپس فرمود ما چيزي خواستيم و خداوند چيــز ديگري خواسته است كه آن بهتر است آنگاه حكم اول را نسخ كردند.(قرطبي،ابو عبالله  محمد ابن انصاري: تفسير الجامع الاحكام القرآن ، ص165)

زن و مرد كداميك شايستگي مديريت و سرپرستي خانواده را دارند؟

 در هر عصر و دوره اي هيچ جامعه و گروهي  بي نياز از سرپرست نبوده و نخواهد بود؛ خانواده نيز به عنوان يك جامعه ي كوچك و بسيار مقدس از اين قاعده مستثني نميباشد  بلكه براي حفظ نظم و تعادل دائما نيازمند يك مدير و مدبر است.                                                

          اداره‌‌ خانواده‌ به‌ یکی‌ از چهار شکل‌ ذیل‌ تصور می‌شود:                           
1). اداره‌‌ آن‌ با زن‌ و مرد است‌ که‌ چنین‌ چیزی‌ امکان‌ ندارد، زیرا اگــر دو مرد نیز با هم‌ مسوول‌ باشند، تصادم، تزاحم‌ و برخورد و جدایی‌ را در پی‌ خواهد داشت.                                
2).   زن‌ به‌ تنهایی‌ مسوول‌ باشد که‌ در آن‌ صورت‌ تنظیم‌ ارتباطات‌ با موانع‌ وا ختلالات‌ روبــه‌رو خواهد شد.                                                                                              
3).    پدرسالاری‌ سلطه‌گرانه‌ و خــودخواهانه‌ که‌ در بعضی‌ جوامع‌ دیده‌ می‌شود، ولی‌ چنین ‌حالتی‌ فضای‌ جامعه‌ را جهنمی‌ کرده، عظمت‌ها و ارزش‌های‌ زن‌ را سرکوب‌ می‌کند و طعم‌ خوش‌ زندگی‌ را در کام‌ فرزندان‌ تلخ‌ می‌کند.                                                              
4).  نظام‌ شورایی‌ بــا سرپرستی‌ و ماموریت‌ اجرایی‌ مرد که‌ همراه‌ با اعتدال‌ است‌ و معنای‌ قوام‌ نیز همین‌ است. شبهه سازي ‌ بعضی‌ از غربیان‌ بر اسلام‌ مبنی‌ بر این‌ که‌ اسلام، مرد را امــیر و  زن‌ رااسیر کرده، به‌ دلیل‌ رفتار بیرونی‌ بعضی‌ از جوامع‌ اسلامی‌ و برداشت‌های‌ نادرسـت‌ از آیه‌‌ (الرجال‌ قوامون‌ علی‌ النساء) است.                                                                   

بديهي است خدايي كه خالق تمامي موجودات است نسبت به هر كس ديگر عالم تر و داناتر بــر روحيات و توانايي و استعدادهاي زن و مرد است و تنها اوست كه ميداند كاردان كيست؟ و چــه     كسي و در چــه كاري توانايي و صلاحيت بيشتري دارد؛ پـــس علم بيكرانش مرد را به عنــوان   سرپرست و قوّام برمي گزيند.                                                                         

در نظام اسلامي ، سرپرستي بر خانواده به معناي حمايت و اداره كردن مي باشد ، نه به معني سلطه گري و حكمراني؛ ازآن پس، اين سرپرستي  نيز نشانه ي برتري ذاتي امير و مدير، در پيش خداوند نيست  بلكه نشانه ي صلاحيت آن شخصي است كه زير بار اين مسؤليت است . در اين شرايط از آيه ي  « بما فضَّلَ اللهُ بعضهم علي بعضٍ » چنين برداشت ميشود  كه منظور از برتري عنوان شده ، برتري در تناسب مصلحت آميز شخص با وظيفه اي است كه ناگزير آن را قبول كرده است.( رمضان بوطي، محمد سعيد: زن در ميان شفافيت شريعت الهي و تيرگي فرهنگ غرب، ص91و93)

مساوات و برابري زن و مرد نزد خداوند:

خداوند سبحان،  انسان را اعم از زن و مرد گرامي داشت؛ چنانــچه در آيه ي 70 / اسراء،  مي فرمايد: «و لقَد كَرَّمنا بني آدمَ و حَمَلناهم في البرِّ و البحرِ و رَزَقناهم  من الطيِّيبات  و فضَّلناهم علي كثــيرٍ ممَّن خَلَقنا تفضيلا»  يعــني حقيقــتا ما فرزندان آدم را بسيار گرامي داشــتيم  و آن ها را بـر (مركب) در خشكي و دريا سوار كرديم  و از هر نوع  غذاي لذيذ و پاكيزه اي آنها را روزي داديم و ايشان را بر بسياري از مخلوقات خود برتري و فضيلت كامل بخشيديم.

آري خداوند زن و مرد را هر دو ارزشمند آفريد و به همان اندازه كه مقام و منزلت مرد را بالا برده است  بر شأن و منزلت زن نيز افزود. زن و مرد فطرتا هيچگونه برتري نسبت به هم ندارند بلكه تنها در ساختار جسمي و روحـي و نوع مسؤوليت هايي كه بر دوش آنها نهاده شده، بــا هــم متفاوتند  و اين  متفاوت بودن لطف و رحمتي است از جانب خداوند رحمان ،براي هر دو، تا بدين گونه مكمل هم و حامي و مايه ي آرامش همديگر باشند.

اصل تساوي زنان و مردان در حقوق و تكاليف بدان معنا نيست كه هيچ تفاوتي ميان آنها وجود ندارد زيرا احكام شرعي مبني بر علت ها، معاني و صفت هاي مشخصي است كه همه يا برخي از آن شرط اين احكام مي باشند... گاهي اوقات علت تفاوت در برخورداري از حقي معين را در مقتضيات و تحقق هدف آن مي توان بررسي كرد؛ براي نمونه  درباره ي حق حضانت ، زن شايسته تر و تواناتر از مرد است و زن حق نگهداري از كودك خود را دارد و حق او مقدم بر حق پدر است  زيرا مادر به سبب سرشت و طبيعت فطري اش قادرتر و صلاحيت دار تر براي انجام مقتضيات اين حق است. (زيدان، عبدالكريم:حقوق و تكاليف زن در اسلام،ص61و62)

خداوند وظايف زن و مرد را با توجه به خصوصيات ظاهري و باطني آنها تقسيم نموده است  او مرد را با قدرت جسمي چند برابر زن آفريد و در آفرينش مرد استقامت بيشتري نسبت به زن قرار داد تا در انجام وظايفش نسبت به خانواده محكم باشد  و مسئوليتي را بر دوش مرد نهاد كه شايان آن است . خداوند مرد را سرپرست  زن كرد زيرا خوب مي داند كه زن ذاتا و فطرتا نيازمند و خواهان چنين كسي است  و هميشه به دنبال چنين تكيه گاهي براي خود است؛ زن داراي روحيه اي نازك و لطيف است و نميتواند چون مرد با مشكلات زندگي و وظايفي كه خداوند مرد را براي آن آفريد، دست و پنجه نرم كند؛ بلكه با توجه به لطافت و ظرافت دروني كه دارد، بسان يك كدبانوي مهربان وظيفه دارد تا خانه را به عنوان مكاني براي آرامش مرد بيارايد. به راستي در چنين كاري چه كسي بهتر از او.

بنابراين مساوات تئوري و نظري انسان ها با هم ، در تحمل وظايف و اخذ حقوق ، متوجه يگانگي  " انسانيت " در بين كليه ي آنهاست و تفاوت عملي آنها  در وظايف و حقوق، متوجه يك فلسفه ي خداوندي است كه بعد از وحدت و يگانگي انسانيتِ انسانها اقتضا كرده است كه انسان ها در توانمندي ها، ويژگي ها و استعدادها با هم تفاوت داشته باشند.( رمضان بوطي، محمد سعيد: زن در ميان شفافيت شريعت الهي و تيرگي فرهنگ غرب، ص86)

پس با تاملي عميق در آيه ي  «الرجال قوامون علي النساء....» خداوند مرد را مدير و سرپرست  و مؤظف پرداختن خرج و مخارج و نفقه ي زن و چرخاننده ي چرخه ي اقتصاد خانواده  قرار داد و اين در حالي است كه اسلام اجازه ي اشتغال زن در بيرون از خانه، در صورتي كه مانع تكاليف شرعي وي نباشد، را به او داده است ولي زن را نان آور خانه معرفي نميكند؛ بلكه  اختيار تصرف در مــال و درآمدش را به او داده است. مـرد حافظ  حريم ناموسي  و حيثيـتي خانواده اش است  او بايد بـا  جان و دل به تمام خواسته هاي خانواده اش ، در قالب شرعي، جوابـگو باشد. زن نــيز در برابــر همسرش داراي وظايفي است كه خداونــد برايــش در نظر گرفته است. او بــايد مطيــع و فرمانبردار همسرش باشد ، نامـوس او را در غيـاب و نبودش  حفظ نمايد و كانون خـانواده را بــا مهرباني و قلب پاكي كه خدا به او ارزاني داشته، گرم و گرمتر نگه دارد. اين چنين است كه مرد و زن با رعايت حقوقِ هم و اداي تكاليف خود، مي توانند  مايه ي آرامش و تسكين هم باشند  همانگونه كه خداوند متعال در 187/بقره مي فرمايد:« ...هنَّ لباسٌ لكم و أنتم لباسٌ لَهنَّ...» آنها لباس شمايند و شما لباس آنهاييد.

خداوند مردان را امر ميكند تا با زنان با خوشرفتاري معاشرت كنند. چنانكه در آيه 19/نساء مي فرمايد:« يا ايها الذين آمنوا لا يحلُّ لكم أن ترثوا النساءَ كرها  و لا تعضِلوهُنَّ لِتذهَبوا بِبَعـضِ مــا آتيتموهنَّ الّا أن ياتينَ بفاحشَةٍ مبيِّنَةٍ و عاشِروهُنَّ بالمعروفِ فان كَرِهتموهنَّ  فعَسي أن تكرَهوا شيئاً و يجعل اللهُ فيهِ خيراً كثيراً » اي اهل ايمان، براي شما حلال نيست كه زنان را به اكراه و جبر به ميراث گيريد  و بر آنان سختگيري و بهانه جويي مكنيد كه قسمتي از آنچه مهر آنها كرده ايد به جور بگيريد مگر آنكه عمل زشتي از آنها آشكار شود و در زندگاني با آنها به انصاف رفتار كنيد  اگرچه دلپسند شما نباشند(اظهار كراهت مكنيد) چه بسا چيزي به ناپسند شماست حال آنكه خدا در آن خير بسيار مقدر فرمايد.)

اما در ادامه ي آيه 34/ نساء، خداوند مرد را ، در صورت نشوز و نافرماني زن، آنگاه كه زن در برابر حقوق شرعي همسرش كوتاهي ميكند و از مسير اعتدال تجاوز مي نمايد، جهت وادار نمودن زن به اداي وظيفه اش به سه مرحله توصيه ميكند: مرد ابتدا بايد از روش انـدرز و ارشاد استـفاده كند و او را موعظه نمايد، اما اگر زن مطيع نشد، اينبار از همبستري با او خودداري كند و اگر اين روش نيز جوابگو نبود او را با ضربه اي خفيف تأديب نمايد.

بايد هشدار داد كه زدن، فقط در صورت سركشي شديدي است كه منجر به نابودي خانه ميشود؛ بنابراين زدن، حالت كمياب و نادري است و درست نيست كه مرد هروقت كه بخواهد دست به اين كار بزند ، با حجت اينكه قرآن بدان امر نموده است و بدون در نظر گرفتن شرايط متعدد و هدف آن كه همان (ايجاد) احساس اشتباه در زن است نه ايجاد احساس درد. رسول الله(ص) براي ما الگوي نيكويي است از آنجا كه هرگز در زندگي نه زني را كتك زد و نه خدمتكاري را.(خالد، عمرو: برداشت هاي قرآني، ص 78و 79)

بر هيچ انسان عاقل و فهيمي پوشيده نيست كه در آيه ي مورد بحث (34/ نساء ) هيچگونه برتري ذاتي ِ مرد نسبت به زن ديده نمي شود تا غير مسلمانان و دشمنان اسلام از آن به عنوان حربه اي عليه قرآن و جهان اسلام استفاده كنند و بهانه اي دسـتشان باشد تا بدين وسيله چهره ي اســلام را مخدوش كنند بلكه بسيار لازم است تا بدانند خداوند ارج و مقام زن را تا حدي بالا برده است كــه سوره اي از قرآن را به نام او نموده و و به احترام زني چون هاجر، همسر حضرت ابراهيم، سعيِ ميان صفا و مروه را ركني از اركان حج قرار داده است؛  در ايــن زمينه، صدها نـمونه ي ديـگر هست كه هر گونه شبهه را در آيه ي مورد نظر رد ميكند. پس آنچه كه هست تفاوت بين توانايي ها و استعدادها و سلايق زن و مرد است نه چيزي ديگر.

و الله اعلم

منابع:

1.     قرآن كريم

2.     زن در ميان شفافيت  شريعت الهي  و تيرگي فرهنگ غرب، رمضان بوطي، محمد سعيد، م: فريد قادري، كردستان،1382

3.     حقوق و تكاليف زن در اسلام، زيدان ، عبدالكريم، م: سهيلا رستمي، احسان، 1387

4.     اسباب نزول آيات قرآن كريم، سيوطي، جلال الدين، م: عبدالكرم ارشد، امام محمد غزالي، 1385

5.     برداشت هاي قرآني، عمرو خالد، م: محمد ابراهيم ساعدي رودي، حافظ ابرو، 1389

6.     تفسير الجامع الاحكام القرآن، قرطبي، محمد ابن احمد انصاري، داراكتب العلميه،1966

 



  • قالب وبلاگ